آن کلاغی که پرید از فراز سر ما -
::
آن کلاغی که پرید از فراز سر ما ، و فرو رفت در اندیشه آشفته ابری ولگرد
و صدایش همچون نیزه کوتاهی پهنای افق را پیمود خبر ما را با خود خواهد برد به شهر،
همه میدانند ، همه میدانند که من وتو از آن روزنه سرد وعبوس باغ را دیده ایم و از ان شاخه بازیگر دوراز دست سیب را چیده ایم همه میترسند ،
همه میترسند اما من .....»» ادامه این قطعه ... به زودی ........
فروغ فرخزاد
::موضوع مطلب
:
عشق و زندگی ,
:: نوشته شده توسط گروه سومی انلاین ساعت 03:05 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -
:..:
لینك مطلب::
|
::
نظرات ()
::